شعری از بابا حسام

برایم از کویر بگو            ای از همه کویرها فراز آمده

از ستاره‌ها بگو             ای از همه طوفانها باز آمده

از افق بگو                   «آنجا که آسمان بر زمین سجده می‌کند»

 

از جویباری بگو که از آن گذشتی

از درختی که در سایه‌اش نشستی

از ژرفای سکوت که به آن پیوستی

 

اینک زادروز مهر است            زادروز توست ای ستارهٔ کویر

که در زیر و بم آب چشمه‌ها، هزار ستاره می‌شود

که از دوردست مرا به خود می‌خوانند

و

مرا به آنجا می‌رسانند

که،

«آسمان به بزرگی انسان سجده می‌کند»


شعری از بابا حسام

/ 38 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاها

یه عدد پا در مصرع " یه پا شدیم نابغه! " جا افتاده بود

نگین

چی شده این روزها همه واسه من، به قول بگوری شاعر بربره، از خودشون شعر در و کنن؟ [زبان]

نگین

طاها جان، شعرت با پا یا بی پا، ضایع شد. شاعر فقط یه نفر! شعر هم فقط در وصف یه نفر! [زبان]

طاها

مانی کجاست ؟ تو قندون/ شعر میخونه برامون/ به جای شعر و غزل/ درستو بخون کچل!!!!![زبان][شیطان]

مهيار

اي طاهاي نازنين * شاعر وبلاگ زمين سابقتون قبوله * شاعريتون تو بوقه نبوغتون كه به به * ماهريتون ايولله ولي حواست باشه * داوري با نگينه كه گفته بار ديگر * شاعر فقط يك نفر پس اين از يادت نره * اون يه نفر مهياره [نیشخند][بغل][خنده]

مهيار

با تشكر از استاد پادراز * مؤسس انجمن شاعران ناز [ماچ]

نگین

آقا مهیار حسابی داری می شکفی در این انجمن تازه پاگرفته ی منسوب به پادراز! [چشمک]

مهيار

ايضاً تقدير من ز داور از وصف بي نياز * آنكو هماره داوريش بوده دل نواز سر سلسله انجمن شاعران ناز * بانو نگين، معلم همواره چاره ساز اين شكوفيدن ما[مغرور] از باغباني خوب شماست[پلک]

نگین

بابا به خدا این یکی دیگه خیلی معرکه بود... مهیار جدی شعر میگی؟ واقعا فکر کردم باید مال یه شاعر کلاسیک باشه... ای ول... [دست] ضمنا من هیچ کاره بیدم. این ذوق سرشار و استعداد خودتونه... طاها کجایی... بیا با هم لنگ بندازیم!!ا [دست][دست]

مهيار

اندكي، كم كَمَكي * گاه بهر نمكي از براي كُمكي * يا به زور كُتكي! هر چه گفتم الكي * بوده در دل كَپكي ليك لطف تو يكي(1) * ديده آنرا شعركي (1) نگين بانو [پلک] *** طاها جان تو كَلكي؟ * يا كه گشتي پولكي؟ خوابيدي قايمكي؟ * يا بُريدي تو يكي؟ نبودي تو پُفكي! * يا وِلو در خُنكي! شعر در كُن از خودت * ورنه آيد سيخكي! َ[نیشخند]