گم‌کرده‌ای داریم

از وقتی عشق را گم کردیم، تیرهای بلا بود که بر سر این سرزمین باریدن گرفت. و هر کس که این را فهمید، سوزاندنش و بر دارش آویختند و بر بادش دادند تا حکمرانی دیوان هزاران ساله بر ویرانه‌های بهشتِ سوخته ادامه یابد.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان.الف.خلیفه

عموی من که داشت نصیحتم می کرد که به راه بیام و برای خودم زندگی تشکیل بدم چیزی گفت که تنمو لرزوند: تو سن و سال تو دیگه عشق معنایی نداره.

نظرک

وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران ، زیباترین صدای پاییز است، دیگر چه فرقی می کند برگ سبز کدامین درخت بوده باشی!!

گلهای کاغذی

سلام در این تراکم تنهایی، مهمان بی چراغ نمی خواهی؟؟؟[گل]

روح الله

با سلام بر دوست قدیمی! تنها این جملات است که به انسان آرامش درونی عطا می کند تنها همین جملات:حکمرانی دیوان هزاران ساله بر ویرانه‌های بهشتِ سوخته

مهسا

عشق همیشه هست ما فقط یک طور دیگر می بینمش. گم نمی شود اما وقتی می بینیم که کسی به عشقمون احترام نمی گذاره تصمیم می گیریم که گمش کنیم. اما جلوی چشمامون راه می رود، نفس می کشه، می خندد . پس ماهم تصمیم می گیریم فقط برای عشق عشق را نخواهیمش. زنده باشی

امیر محسنی

وقتي كه آيينه عشق سياه بشه زير غبار وقت طلوع فاجعه است

umma

خداي من اين عكس اين بالا چقدر خوبههههههههههه. هر بار ميام يه نيش از بنا گوش در رفته روي صورتم نقش مي بنده تااااااااا چند دقيقه همش.

پگاه

وچه حلاج ها رفت بر دارها....

یاسمین

سلام مانی دلم برات تنگ شده بود

سودابه

بر ما چه رفت ؟ چه خواهد رفت ؟! امیدوارم که به سرمنزل برسیم.[چشمک]