واقعيت عريان

واقعیتِ عریان؛ اگر فراموشش کنی – تلخ – خود  را می نمایاند.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

و اگر به جنگش برخیزی، سخت به زمینت می زند.

تنها باید بپذیری اش همه آنچه را که واقعاً وجود دارد. از بودن ها و نبودن ها. داشتن ها و نداشتن ها. رفتن ها و آمدن ها...

/ 9 نظر / 7 بازدید
فريبا

حقيقت خيلی تلخو نا خوشاينده.اما مگه چاره ای غير از پذیرفتنش داریم؟همیشه حق با اونه...مگه نه؟یا حق

اتش روح

با سلام به دوست خوب...وب لاگت جالبه...موفق باشی یک سوال ؟ایا تا به حال تجربه ما فوق طبیعی داشتی؟اگه اره..میشه اونو با دوستان دیگه قسمت کنی؟؟؟ممنون میشم.به منم سر بزن منتظر نظر سازنده تو دوست خوب وب لاگیم هستم.

ليون

سلام و رحمت ا...، شرمنده که اینقدر دیر به دیر بهت سر میزنم...جریان داره ! راستی اگه دلت خواست آی دی منو اد کن تا بیشتر با هم باشیم...راجع به این جمله هم که نوشتی خیلی فکر کردم...یه جوری به حال و روز خودم هم شبیه ..منی که نمیخواهم واقعیت ها رو قول کنم و این موضوع همه زندگیم رو تحت تاثیر قرار داده...البته استدلال خودم رو دارم......بگذریم...عمرا اگه متوجه شده باشی چی گفتم!! واسه دل خودم نوشتم...سر بزن

نگار اجلالي

سلام روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست در غنچه ای هنوز و صدت عندليب هست وبتون خوبه براتون آرزوی مفوقيت ميکنم

امیر

مهربان ، زندگی را گريزی نيست از تغيير و تو را گريزی نيست از پذيرش آن تغيير و تو هر چه بر آن اتفاق ناخوانده خشم بگيری ، عليه او در جنگ باشی ، باز ناتوانی از تفيير دادن آن تغيير ... پس عاقلانه ترين راه پذيرش آن است و بعد هدايت درست آن ، اينگونه آن تغيير شيرين ترين اتفاق زندگيت خواهد شد سلام مانی جان.چطوری. دقیقا موافقم با این نوشتت. من 4 -5 سال پیش به جنگ واقعیت رفتم ولی داشتم بد جوری کله پا میشدم فعلا

اكه قابل بدوني يه دوست

عمرا اگه من بپذيرم .........جهنم مي جنگم اخرش مي زنه زمين ديگه ولي حداقل نترسيدم .تازه جنگ 50 -50 ست ممكنه برنده من باشم .....به ريسكش مي ارزه مگه نه

ترانه

چه حرفها ... چه چيزها ... هر چند هنوز کاملا نفهميدم ولی حق با شماست ...

الف.ميم

واقعيت من اين ئه که خيلی چاقم.اين واقعيت تلخ علاوه بر مشکلات روحی مشکلات جسمی هم برام رديف کرده. می دونی.خيلی تحقيرآميزئه که وقتی رو صندلی ی عقب تاکسی نشستی راننده برگرده به ت بگه: شما دو نفرين ديگه؟ پيوست:مانی من را خوب می شناسد ولی خدمت بقيه ی دوستان عرض کنم که مرز جدی و شوخی ی حرف هايم را خودم هم نمی توانم تشخيص بدهم.

نرگس

بايد ... درسته بايد پذيرفت چون راه ديگری نيست ولی سخته مانی خيييييييييييييلی سخته وتو بهتر از هرکسی منظورم رو می فهمی ... پذيرفتن از جنگيدن يا فراموش کردن خيلی سخت تره !