غرغرهای زیر لبی (6)

روبروی هم نشسته بودیم. داشت برایم از کارهای پیش رو می‌گفت که دیگر صدایش را نشنیدم. یادم افتاد که روزگاری این دختر را دوست داشتم. یادم افتاد که با من چه کرد. یادم افتاد که مدتها ازش متنفر بودم. یادم رفته بود این همه وقت. خوشحال شدم. لبخند زدم. با اشتیاق بیشتری به حرفهایش گوش دادم...

هیچ‌وقت این چنین رها، توی صورتش نگاه نکرده بودم.




پاوبلاگی: حالا بعد از نود و بوقی، یک بار من دلم بغل خواسته بود، ببینید چه الم‌شنگه‌ای راه انداختید توی کامنت‌ها! ابرو

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین

و اگر اینبار ببینمش هر چی که احساس تو قلبم هست بهش میگم!حاضرم تمام دنیارو بخاطر این دختر بگردم به این امید که اون هم هنوز منو بخواد!بچه ها فرصت های خوبتونو که خدا سر راهتون قرار میده از دست ندید تو هر زمینه ای ،درس ،کار ،عشق و...شانس فقط یکبار در یه خو نه میزنه!

pink

پسرم مگه نمی دونی بغل کردن از هر نوعش اینجا ممنوعه فقط سران کشورها اجازه دارن هم رو بغل کنن اون هم با چلوندن زیاااااددددددد

سلام امین می دونی مشکلت کجاست ؟ من هم همین کار ور کردم ولی از دستش ندادم مجبور شدم رویه ام رو عوض کنم و به چشم برادری بهش نگاه کنم . واین خیلی سخت که کسی که فکر می کنی قرار شریک آینده ات بشه حلا باید واسش شریک آینده پیدا کنی . دلم می خواد باهات حرف بزنم . فکر می کنم بتونیم بهم کمک کنیم . شاید بتونی پیداش کنی و این بار بهش بگی چقدر بهش احتیاج داری . می خوام شماره ام رو بهت بدم اما اگر خواستی باهام حرف بزنی بگو برای مانی شماره رو با نظر خصوصی بفرستم . فکر می کنم بشناسمت و تو هم من رو ؟؟؟

امین من مطمئن هستم میشناسمت و حتی اون دختر خانم رو

امین من الن یه خبر شنیدم که دوست دارم گریه کنم ولی به خاطر نمیدونم چی الکی تبریک گفتم و آرزوی خوشبختی کردم . نمیدونی چقدر سخت وقتی کسی رو دوست داری ولی نتونی بهش بگی که دوسش داری .

گفته بودی این آهنگ رو خیلی دوست داری

سرگشته ( تو ای پری کجایی) شبی که آوای نی تو شنيدم چو آهوی تشنه پی تودويدم دوان دوان تا لب چشمه رسيدم نشانه ای از نی ونغمه نديدم تو ای پری کجايي که رخ نمی نمايي از آن بهشت پنهان دری نمی گشايي من همه شب پی تو گشته ام از مه و مهر نشان گرفته ام بوی تو را ز گل شنيده ام دامن گل از آن گرفته ام تو ای پری کجايي که رخ نمی نمايي از آن بهشت پنهان دری نمی گشايي دل من سرگشته توست نفسم آغشته توست به باغ رويا ها چو گلت بويم در آب وآيينه چو مهت جويم تو ای پری کجايي که رخ نمی نمايي در اين شب يلدا ز پی ات پويم به خواب و بيداری سخنت گويم تو ای پری کجايي که رخ نمی نمايي

امین

برام ایمیل بزن amin81f@yahoo.com

غريب آشنا [م]

ببخشيد بنا به دلايلي من نميتونم راجع به اين نوشته ماني نظري بدم ولي درباره نوشته امين خيلي حرف دارم بزنم كه البته اونم نميزنم[تعجب]چون خيلي خيلي طولاني ميشه[لبخند] فقط همين قدر بگم كه خوش به حالت امين خان. خدا خيلي دوستت داره كه هر دو جورش رو قسمتت كرد حالا اشكال از خودت بود يا ... بماند. يكي نيست بگه اين نسخه شما دردي رو از كسي كه هيچ رقمه خدا براش نخواسته يا نساخته [دلشکسته]دوا نمي كنه [ناراحت]

pink

اینجا چت رومه؟[سوال]

مهيار

اول انجمن شاعران ناز[متفکر] حالا مركز مشاوره پادراز [تعجب] انگار راستي راستي اينجا خبراييه ها [سوال]