زمزمه

بعضی وقتها دلم می‌خواد مدتی تنها زندگی کنم. یک خانه مجردی در جایی دور از تهران. صبح‌های زود بیام شهر، یک سر به کار و دانشگاه و خانواده و دوستانم بزنم و شب برگردم به همان خانه دورافتاده، تنها.

/ 21 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پگاه

نبینم دل و دماغ نداشته باشی... نه من وبلاگ دیگه ای ندارم . ولی از طرفی حس میکنم وبلاگم واسه خودش شخصیت گرفته و اجازه نمیده هر نوع روزمرگی را داخلش بنویسم واز سویی دوستش دارم و نمیخوام عوضش کنم[قلب]

ایمان.الف.خلیفه

چرا راه دور بروی مانی جان؟ در خانه اشتراکی ما همیشه به روی خودی ها ( تایید صلاحیت شده ها ) باز است. مانوئل و لیلی و پ هم خوشحال می شوند....[نیشخند]

تارا

فکر بدی نیستا... اما من دوست دارم حداقل یه هفته تمام وقت یه همچین جایی برم

سعیده

بعضی وقتا دلم میخوام اونقدر تنها باشم که حتی شهر و آدماش و دانشگاه و ... نبینم. تنهای تنها توی یه جزیره دور افتاده قشنگ و آروم اما الان از اون بعضی وقتا نیست!

مثل آب برای شکلات

دلم می خواهد همچین خونه ای اگر داشتم یک روز بی هوا شیرینم در بزند و بگوید سلام،آمده ام که بمانم.

دختری که دوباره می آ ید

چه خوب[رویا]

فرزام

محل اون خونه و وقتايي كه خونه نيستي رو هم بعدا بگو... [لبخند] در ضمن اون ديكتاتوره هم قشنگ بود...

نسیم

آخ گفتی! خیلی لذت داره تنهایی[دست]

شاهده

سلام.نظر خوبیه[لبخند]اما... واسه آدمای تنها[ناراحت] وقتی فکرش رو می کنم میبینم من قادر به تحملش نیستم آخه یه شوور دارم که اگه چند دقیقه ازش دور شم میشینمو از نبودش گریه میکنم.مگر اینکه با اون برم توو کلبه[قلب]

مينا

دوست دارم تنهاي تنها توي يه كلبه چوبي توي جنگل بدون موبايل يا هر وسيله ارتباطي ديگه ، آزاد آزاد ...