آیا شفافیت سازمانی همیشه خوب است؟

این یادداشت پس از یک رخداد واقعی نوشته شد که فکر من را به سؤالاتی مشغول کرده: «آیا این کار من درست بود؟» «آیا شفافیت سازمانی همیشه خوب است؟»... در اینجا سعی کردم به دور از تعصب گروهی و با واقع‌بینی به سؤال وجدانم پاسخ بدهم. با انتشارش در اینجا مایلم پاسخ شما را هم بشنوم.

 

شفافیت فرایندی است که اطلاعات مربوط به شرایط موجود، تصمیمات و اقدامات را قابل دسترسی، رویت و فهم می‌کند.(۱) این شفافیت شامل دسترسی اعضاء و همکاران به جزئیات اجرایی، تصمیم‌گیری و مالی می‌شود. هرچند طبیعتاً سطوح دسترسی‌های مختلفی در سازمان‌ها، شرکت‌ها و انجمن‌ها تعریف می‌شود و حتی شاید برای مثال، جزئیات فروش یک محصول از ترس رقبای اقتصادی منتشر نشود اما شفافیت، یک امتیاز مهم به خصوص برای انجمن‌های غیردولتی، به منظور ارزش‌دهی محسوب می‌شود.

در سازمان‌های مدنی غیرشفاف، اطلاعات فقط در مجاری مشخص و خاصی وجود دارد و فقط در شبکه‌های درون سازمانی در جریان است. علاوه بر شفاف نبودن مجاری ارتباطی و اطلاعاتی، مخفی کاری و پنهان کاری اطلاعات نیز وجود دارد.(۲)

حالا می‌پردازم به شرح یک موقعیت: شخصی متقاضی همکاری داوطلبانه با یک بخش از انجمن بود. همزمان، برای آن کار خاص ۳ داوطلب دیگر هم وجود داشت. و ما تنها امکان همکاری با دو نفر از آنان را داشتیم. راه چاره، دیدن نمونه کار آنان و انتخاب دو نفر بود. به متقاضی شمارهٔ یک اطلاع دادم که باید نمونه کارش را ببینیم و او را در جریان شیوهٔ اجرایی و حضور ۳ متقاضی دیگر هم گذاشتم. متقاضی شمارهٔ یک آزرده شد و از همکاری با ما انصراف داد.

من به شدت به خاطر آزردگی ناخواستهٔ او و تأثیر نامناسبی که رفتارم داشت، ناراحت شدم. قصد داشتم که با برخورد صادقانه، اعتمادسازی کنم اما با نتیجه‌ای عکس مواجه شدم. دوستی دارم که معتقد است بعضی کارها صداقت نیست، حماقت است! و من احساس کردم کاری احمقانه انجام دادم. اما بعد به این جمع‌بندی رسیدم که تبعات این کارم در مقابل رفتارهای محتمل دیگر، نتایج بهتری دارد.

من خیال می‌کنم که او حق داشت بداند که سه متقاضی دیگر هم وجود دارند. و او حق داشت قبل از برنامه‌ریزی برای همکاری، بداند که ممکن است ما امکان همکاری با او را نداشته باشیم. به نظرم اگر به او نمی‌گفتم، یا الآن نمی‌گفتم و طرح واقعیت را به فرصت دیگری موکول می‌کردم و او بعدها واقعیت را می‌دید، بی‌‌اعتمادی شدیدی به وجود می‌آمد و با عدم صداقت هم مواجه می‌شد. و اگر مجموعه‌ای در نظر مخاطبانش غیرقابل اعتماد باشد، چه سرمایهٔ جایگزین دیگری می‌تواند داشته باشد؟

هرچند حالا که او از موضوع مطلع شد احساس کرد که با یک رفتار برخورنده مواجه شده است و شأن خودش را بالاتر از انتخاب شدن دید. به احتمال زیاد او دیگر حاضر به همکاری داوطلبانه با این سازمان نخواهد بود. اما شاید خبر خوب این باشد که کل مجموعه در نظرش رفتاری تبعیض‌آمیز و ناعادلانه و غیرشفاف ندارد.

 



پاوبلاگی ۱ و ۲:
برگرفته شده‌اند از پاورپوینت شفافیت و فساد - کارگاه شیوهٔ ادارهٔ مطلوب - انجمن باور - شهریور ۱۳۸۵

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادی صادق اقدم

در ادامه ی مطلب آقای مقدم : به خاطر روحیه ای که از خودم میشناسم... یا سعی میکنم مادر رو نبینم یا دروغ بگم... آخه این مقعیت خیلی احساسی یه شاید نشه اینو با موقعیت یک سازمان مقایسه کرد....

بریسا

سلام پسره :) به نظر من کار درستی کردی بویژه اگه کاملا با نرمی و ملایمت این حرف رو زده باشی که یکم هم منطق توش بوده باشه. این رو بدون که آدمهای دیگه هم باید کمی ظرفیت هاشون رو ببرند بالا( البته همه حتی ما) شاید یکم ظرفیت مورد اول هم کم بوده

نگین حسینی

سلام. به نظرم مطالبی که درمورد سازمان نوشتی، درسته اما باور یه انجمنه و نه یه سازمان. سازمان برای استخدام رسمی و پرداخت حقوق، وظایف و چارت خاص خودشو داره که حتما درست هم جواب میده اما در انجمن باور که عده ای بطور داوطلبانه و بدون چشمداشت مادی می آیند و به هردلیلی، دوست دارند کاری بکنند، واقعا برخورنده هم هست که احساس کنند دارند انتخاب می شوند. جنس کارهای انجمنی (داوطلبانه) با جنس کارهای سازمانی (رسمی) کاملا فرق داره . باور هنوز به اون سطح رشد نرسیده که صددرصد سازمانی بشه. بنابراین به من اجازه بده بجای اون دوست محجوب، بهت بگم: خیلی ام دلتون بخواد! [چشمک]

یاشار

مانی جان هرچند هنوز نتونستم ببینمت ولی خیلی می خوامت. در رابطه با این موضوع یه کمی تجربه دارم هر چند کم ولی به نظرم بد نیست با هم تجربه هامون رو قسمت کنیم. معمولا داوطلب های تازه ای که میان برای حضور تو ان جی او ها از نظر اعتقادی و هدف ضعیفن برای همین باید یه کم بیشتر هواشون رو داشت و در کنارش فضای ان جی او ها رو نباید رقابتی کرد چون در این صورت با فضای ادارات فرقی بینشون نمی مونه. شفاف سازی همیسه خوبه و همیشه به هر قیمتی باید براش تلاش کرد به خصوص تو انجمن ها مردم نهاد ولی می دونی چرا شفاف سازیت این جواب رو داد چون فضای کارت برای این مسئله مناسب نبود. ما هر وقتی به همچین مسئله ای مثلا در مورد کارایی مثل گرافیک انجمنمون برخورد می کردیم برامون مشکل پیش اومد ولی خیلی راحت حلش کردیم. می دونی چه جوری؟ یه گروه مستقل گرافیک تشکیل دادیم همین طور گروه ترجمه، سایت، تدارکات و ... که زیر گروه یه بخش مستقل دیگه به اسم داوطلبان بود. تو این موارد ما فقط به مسئول این گروه می گفتیم که فلان کار رو داریم و خود گروه بقیه ی کارا رو می کرد. خیلی خوب جواب داد. برای شفافیت تو کار اول از همه باید جو کار مردم نهاد بشه و گرن

یاشار

دامه ی نظر قبل که مثل اینکه چون طولانی شد نیومد: برای شفافیت تو کار اول از همه باید جو کار مردم نهاد بشه و گرنه اگر بخوایم هم کنترل کل مسائل دست ما باشه و هم شفافیت داشته باشیم، به خاطر تضاد بین این دو همیشه به مشکل می خوریم.

نسترن

سلام مانی عزیز... گاهی وقتها در "صداقت به اصطلاح احمقانه" آرامشی هست که در "نا شفاف سازی سیاستمدارانه" نیست... صداقت با حماقت خیلی فاصله داره... اما گاهی مواقع شرایط کاری می کنه که اینا بهم خیلی نزدیک میشن... شاید اونجاست که باید برسیم به یه "صداقت سیاستمدارانه"... پیروز باشی...

ترانه

اگه به من این حرفو بزنن تو باور ماچ شون میکنم میگم باشه میرم بعدا که امیدوارم هیچ وقت نرسه خبرم کنید اصلا اصلا هم نگران ناراحتی من نباشید امیدوارم اون 2 نفر دیگه اینقده خوب باشن که اصلا یادتون بره من یه روز اومدم اینجا ... خلاصه مانی جان با من تعارف ماروف نکن نخواستی ما رو فقط کافی ی لب تر کنی.. عزت زیاد

یاشار

مانی جان ستاره گفت میای موزه من وسط دعوا اومدن که ببینمت منزل تشریف نداشتید.