خوشبختی‌های کوچک (4)

لذّتِ خواندنِ «تاب، تاب، عبّاسی، خدا منو نندازی» موقع تمریناتِ کاردرمانی، با اینکه هم خودت و هم درمانگرت در دههٔ سوم عمرتان باشید...

/ 10 نظر / 14 بازدید
نیلو

http://metan.ir/ad/redirect.php?type=4&ad=293&pubid=1044 يه سر بزن

علی

عالی بود... دلم برای بچگیام خیلی تنگ شده ،یادش بخیر[گل]

دختری که دوباره می آید

این دیگه خیلی باحال بود[قهقهه]

ساینا

سلام تا به حال چیزی از پدیده هارپ شنیده اید؟ ازتون خواهش میکنم این سایتو بخونید http://az-soraya.blogfa.com/post-1.aspx

زاده اسیا

یه حس خاصی تو نوشته هات هست - ادمو فارغ از هیاهو میکنه ----------------------------------------------------- با دو مطلب جدید به روزم

77

و چه لذتی داره خندیدن!مانی من بعد از مدتها دیشب تونستم بخندم. واقعا نمیدونم چرا این اواخر از هیچی لذت نمی بردم. اما از وقتی این خوشبختی های کوچک تو رو خوندم دوباره دارم از زندگیم لذت می برم!

م ر ی م

خوشبختی کوچک در مقابل کدام خوشبختی بزرگ!! آنچه تو آن را خوشبختی کوچک خوانده ای ... به نظرم از بزرگترین ها هستند که هیچ مسئولیت بزرگی را به همراه ندارند ... تمامی جاری شدن در لحظه و ... من می گویم خوشبختی بزرگ، لذت چرت نیمروزی بی دغدغه کارهای عقب افتاده در حالیکه صدای هیجان بابا از تماشای بازی فوتبال نمیذاره تو بخوابی!!

pink

خیلی فکر کردم تا همه ی شعرش یادم اومد

مهسا

می دونی حالا که اینونوشتی... ما یک پارک نزدیک خونمون هست. هر وقت صبح وقت کنم می پرم اونجا تاپ بازی می کنم. همه عجیب غریب بهت نگاه می کنند . همه آدم بزرگا یادشون رفته که تو پارک تاب تاب عباسی کردن چه لذتی داره. من نه!!!!