برای رضا

برای رضا دوست مانی که تولدش هم مبارکه از طرف سياوش کسرايی!!

 

من شاخه ای ز جنگل سَروم

از ضربه تبر،

بر پیکر سُلاله من یادگارهاست

 

با من مگو سخن ز شکستن!

هرگز، شکستگی به بَر ما شگفت نیست

بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست

 

صد بار اگر به خاک کشندم

صد بار اگر که استخوان شکنندم

گاهِ نیاز، باز

آن هیمه ام که شعله برانگیزد

آن ریشه ام که جنگل از آن خیزد

/ 6 نظر / 11 بازدید
ترانه

می بينم که دوستان برای هم نوشابه باز ميکنن ...خدا شانس بده ...در ضمن يه مسابقه طرح کردم تو قسمت نظرات وبلاگ دوست داشتی يه سری بزن

الف.ميم

يه نوشابه کوکای اصل مشهد هم از طرف من واسه رضا باز کن.

رضا

غروري ست در من كه هر صبح عقابان پروازشان سينه آسمانها درودي شگفتانه گويند بر من غروري ست در من كه آن كوه ستوار سر سوده بر آسمان را كه سيل سيه مست ويران كن خانمان را كند غرق حيراني و بهت بسيار غروري ست در من پديدار كه از شوكتش چشم شاهين به وحشت درافتد كه هر شير شرزه به هر بيشه از شوكت خشم من مضطر افتد غروري ست در من نه ديوي ست اينجا درون دل من نه گويي كه آميخته ست آخشيج خبائث به آب و گل من غروري ست در من مرا عاقبت اين غرورم به خاك سيه مي نشاند مرا چون پلنگان مغرور شبي از فراز يكي قله كوه به رفاترين ژرفي دره اي مي كشاند غروري ست در من كه يك شب به من شربت مرگ را مي چشاند غروري ست در من

جوجو

ا //اين که رضای خودمون مبارک. يک دونه از اون کلاه ها که دوست داره براش بخرين .تولدت مبارک . و تو مانی خونه تو هم که برف ميايد .فقط مواظب جوجوت باش تو برفها گم نشه .مشکل سرما رو ايران رادياتور قبلا حل کرده.

سودابه

سلام مانی جان .. من در جستجو هستم . جستجو برای يافتن خودم و شناخت خدا و رسيدن به آرامش درونی .. برای همينه که وقت زيادی روی وبلاگ صرف نميکنم و اينکه افکارم هم بايد به سمتی بره کا بش فکر ميکنم و بتونم متمرکز بشم .. خدا يارت ..