داغی و دور، سردم و خاموش... امشب.

/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدکهای پژمرده

گوش كن؛دورترين مرغ جهان مي‌خواند. شب سليس است،و يك دست؛و باز. شمعداني‌ها و صدادارترين شاخه‌ي فصل،ماه را مي‌شنوند. پلكان جلو ساختمان، در فانوس به دست،و در اسراف نسيم، گوش كن؛ جاده صدا مي‌زند از دور قدم‌هاي تو را. چشم تو زينت تاريكي نيست.

جز

پنج کلمه ن اما خوب تعبیه شدند. [متفکر]

غریب آشنا

سلام آقا خوبید؟آدرس وبلاگ شما رو از سایت معلولین ایران برداشتم. دوست دارم بیشتر باهاتون آشنا بشم.

haneel

شبای دیگه چطوری؟؟؟[نیشخند]

نازنین

سلام مانی فکر کنم هیچ چیزی به اندازه اواتار و موضوعش نمیتونست شب تولدم رو تکمیل کنه بخصوص که فهمیدم تولد جک هم همین امشب بوده .مانی بازم بخاطر همه چیز ممنونم .هزارتا دوست دارم ( دخترا حسودیتون نشه من یه جور دیگه دوسش دارم)

ويدا

سرده و دور، داغم و خاموش... امشب.

خورشیدوش

سلام. وبلاگ متفاوتی داری. راستی پیشنهادت رو انجام دادم. الان دیگه خودم هم احساس بهتری نسبت به سایتم دارم. خدا تنبلی رو از ما ایرانی‌ها بگیره!

وحشت از عشق که نه ، ترس ما فاصله هاست وحشت از غصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست ترس بیهوده نداریم ، صحبت از خاطره هاست صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ی ماست

غریب آشنا

من خیلی تنهام داشتن یه وبلاگ میتونه کمک کنه چطور میتونم یه وبلاگ داشته باشم؟