پادراز

ناکجا آباد

نام اینجا برای سومین بار عوض شد. دو سال پیش نامی كه برای این وبلاگ انتخاب كردم، آن قدر درپیت بود كه خودم هم نتوانستم مدت زیادی تحملش كنم. دومین نام چیزی نبود جز خود نام نویسنده، پادراز. پادرازی كه خودش هم نمی دانست كیست، چیست، چه می خواهد، چه چیز دارد. پس وبلاگم شد آش شله قلمكاری كه همه چیز داشت و هیچ نداشت. از هر دری سخنی، و گاه بی سخنی.

این وضع دیگر قابل تحمل نیست. اینجا ناكجاآباد است و من نمی دانم كجایم. سكونِ تلخ زندگی دوباره دارد برمیگردد و من نمی خواهم در آن سیر كنم.

ناكجاآباد شهر من است. می خواهم كشفش كنم. بسازمش. بشناسمش.

راه درازی در پیش است.

 

« من ازین پس بیش تر خواهم گریست

من ازین پس پیش تر خواهم دوید»

+ پادراز ; ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٤
comment نظرات ()