پادراز

جسارت کشف کردن

چندی پیش از یكی از كتابدارهای بخش جستجوی كتابخانۀ ملی پرسیدم كه بچه های معلول چقدر به اینجا رفت و آمد دارند. گفت نابینایان و كم بینایان زیاد می آیند و از امكانات ویژه استفاده می كنند. پرسیدم بچه های ویلچری یا عصایی (جسمی – حركتی) چطور؟ كمی به من نگاه كرد و گفت: «من كم دیدم.»

ساختمان جدید كتابخانه ملی (كه هنوز هم كامل نشده و اطرافش مشغول ساخت و سازند) هیچ گونه مانع معماری برای حركت معلولین ندارد و با در نظر گرفتن رمپ و آسانسور، دسترسی به همه جای آن آسان است. اما به تازگی فهمیدم كه آسانسورهایش در بیشتر ساعات روز خاموش است. علت را از یكی از مسئولین تالارها پرسیدم و جواب شنیدم: «اگر شما بخواهید، روشنش می كنند.» یعنی آنقدر بدون استفاده مانده بودند كه مدیریت، برای صرفه جویی در هزینه ها آنها را خاموش نگه می دارد.

این نمونه ای ازسرنوشت امكانات موجود است كه به خاطر عدم استقبال و عدم خواست از طرف معلولین، رها شده و بدون استفاده مانده اند. اما ما می نشینیم و می نالیم و بعد فریاد می زنیم كه فضاهای شهری مناسب سازی نشده اند و هیچ وقت نمی پرسیم چقدر از امكانات مناسب موجود استفاده كرده ایم؟ چه تعداد فضاهای كشف نشده شهری اعم از موزه و پارك و فرهنگسرا وجود دارند كه تا حالا رنگ یك معلول را ندیده اند؟ در همین مورد كتابخانه ملی، چه تعداد معلول محقق و دانشجو داریم كه شرایط عضویت را دارند و استفاده ای نمی كنند؟ من حداقل می توانم 10 سالن سینمای مناسب برای معلولین نام ببرم. به جز همت گاه به گاه چند انجمن و مؤسسه، چند بار حضور یك معلول و خانواده اش را به چشم دیده اند؟

جسارت كشف كردن نداریم ولی انتظار تحول اجتماعی داریم. چگونه توسط NGO ها تحول اجتماعی رخ میدهد وقتی هیچ تحرك اجتماعی ای وجود ندارد؟ و چطور وقتی خودمان نمی خواهیم دیده شویم انتظار دیده شدن داریم؟

پاوبلاگی: در اعتراض به خدمات رسانی بهزیست کار - وابسته به سازمان بهزیستی - شهرام و آرزو در نامه هایی جداگانه٬ حال مسئولان ذیربط را به طرز بسیار زیبایی گرفتند! این نامه ها به سایتها و خبرگزاریهای مختلف فرستاده شده. لینک اصلیشان را در زیر میبینید:

http://shahramm.persianblog.ir

http://www.bavargroup.com/sardabir.htm

+ پادراز ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٦/٢٢
comment نظرات ()