پادراز

قاطی پاتی

 

خدا وکیلی آدم به این قاطی پاتی ای دیده بودین؟

دانشجوی ریاضی ای که عشق نجومه، در اوقات بیکاری دوست داره شعر و داستان بخونه و یه چیزایی بنویسه، علاقه خاصی هم به مقالات سیاسی و اجتماعی نشریات داره. خوره مطالعه غیر درسی در مورد کامپیوتره. همونقدر که از آواز سنتی شجریان لذت می بره به آهنگهای عجیب غریب پیتر گابریل علاقه داره و با اینکه دوست داره با برنامه ریزی و منظم زندگی کنه شدیدا از بی نظمی خوش خوشانش میشه! آدم خندونی که با یه من عسل نمیشه خوردش لابد باید خوشحال باشه که یه زیر فضای چند بُعدیه !

البته این قاطی بودن عوارض مثبت و منفی هم داره. مثبتش اینه که طرف همیشه یه چیزی برای «خود سر کار گذاشته شدن» داره و منفی اش اینه که در فرایند دپرسیزیون دچار قاط زدگی حاد توام با پیچش ناگهانی و تاب خوردگی مخ میشه.

این فرایند در بازه های زمانی مختلف هی میره و میاد. مثل منحنی سینوسی اوج و فرود داره. منتها فرقش اینه که گاهی میره زیر رایکال، گاهی انتگرال گیری میشه، گاهی هم به توان میرسه.

حالا این بنده خدا مواجه شده با سوالات فلسفی مهمی چون: چه جوری میشه که اینجوری میشه؟ چرا 3تا؟ ... پس چند تا؟ و آیا چنین می باشد؟ به نظرم نهایتا به این نتیجه برسه که: من وبلاگ می نویسم، پس هستم!!

خداوند عاقبتش را به خیر کناد ...

+ پادراز ; ۸:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۸/٢٧
comment نظرات ()