پادراز

پادراز عوض ميشه؟!

کسی که سالیان سال هیچ کار مفیدی انجام نداده ... کسی که روزها و ماهها و سالها یه گوشه نشسته ، یا حتی ننشسته ، و زل زده به دیوار ... کسی که به خیال خودش هی فکر کرده و فکر کرده اما تا همین یه مدت پیش هیچ تغییری توی زندگیش به وجود نیاورده ... یه تنبلی عمیق تو تمام وجودش ریشه دوونده. اون باور کرده که می تونه عوض بشه. دلش می خواد با خودش بجنگه یعنی باید اول بر خودش پیروز بشه. او باید ذره ذره و مرحله به مرحله ریشه های تنبلیشو بخشکونه. اون باید مرتب به خودش انرژی بده. انرژی تمام اون سالهایی که از دست رفته رو باید حالا آزاد کنه. اون احساس می کنه که عوض شده... به وضوح میبینه که پر انرژی تر شده... اما باور کنید که سخته ...خیلی سخته که این اراده از دست رفته رو دوباره بدست آورد. اما حالا اون می خواد و باور داره که می تونه. یعنی باید بتونه... راه دیگه ای نداره. پس میره جلو و مطمئنه که سال جدید براش متفاوت خواهد بود. بچه ها! پادراز می خواد که امسال واقعا به زندگی برگرده. دیگه شعار و خیال پردازی بسه. پادراز تصمیمشو گرفته. حالا اون یواش یواش دوباره داره درسشو می خونه. اون بالاخره داره میره فیزیوتراپی ( بعد از این همه وقت ) وحالا باید دوباره از صفر شروع کنه. انگار همین دیروز بوده و می خواد دیگه به گذشته و کارهایی که نکرده فکر نکنه... حالا باید به آینده و کارهایی که باید انجام داد ، فکر کرد.

 

دوستهای عزیزم سیمیاگر و سودی ؛ پادراز می خواد بچه خوبی بشه و حرف شما رو گوش کنه... باور کنید.
امیدوارم سال خوبی پر از شادی و خوشی در پیش روی همگی باشه و عید به همتون خوش بگذره. منتظر تغییرات خفن شکلی و محتوایی در اینجا باشین. پادراز می خواد بترکونه!

+ پادراز ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢٩
comment نظرات ()