پادراز

من دلم تنگيده !

دوباره دلم گرفته. احساس می کنم با همه بچه های اطرافم فاصله دارم هرچند همشون با معرفتند ... نه اینکه به خاطر وضع جسمی ام باشه به خاطر شخصیت و رفتارم.

دلم می خواد با یکی حرف بزنم یکی که منو بفهمه. چقدر اشتباه کردم که گذاشتم بره، آنقدر دور شد از من که حالا جرات نمی کنم به طرفش برم. چقدر ترسو ام ... آخه چرا تا گفت من رفتم، منم گفتم به سلامت؟ خیلی بد کردم و حالا حقمه که تنها باشم ... دلم براش تنگ شده. 

 

صدم غم هست، اما همدمی نیست

و گر یک همدمم باشد، غمی نیست

هزاران رازم اندر سینه پژمرد

دریغا و دریغا، محرمی نیست

مهدی اخوان ثالث

 

+ پادراز ; ۸:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٧
comment نظرات ()